امکانات و ابزارها


mi118.com
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
 
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
..

عاشقت باشم می‌میرم
یا عاشقت نباشم؟

 

نمی‌دانم کجا می‌بری مرا
همراهت می‌آیم
تا آخر راه
و هیچ نمی‌پرسم  از تو
هرگز.

عاشقم باشی می‌میرم
یا عاشقم نباشی؟

 

این که عاشقی نیست
این ‌که شاعری نیست
واژه‌ها تهی شده‌اند
بانوی من!
به حساب من نگذار
و نگذار بی تو تباه شوم!

 

با تو عاشقی کنم
یا زندگی؟

در بوی نارنجی پیرهنت
تاب می‌خورم
بی‌تاب می‌شوم
و  دنبال دست‌هات می‌گردم
در جیب‌هام
می‌ترسم گمت کرده باشم در خیابان
به پشت سر وا می‌گردم
و از تنهایی خودم وحشت می‌کنم.

 

بی تو زندگی کنم
یا بمیرم؟

 

نمی‌دانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را می‌گذارم
آخر خط من.
باشد؟

 

بی تو زندگی کنم
یا بگردم؟

 

همین که باشی
همین که نگاهت ‌کنم
مست می‌شوم
خودم را می‌آویزم به شانه‌ی تو.

 

با تو بمیرم

یا بخندم؟

 

 

امشب اسبت را می‌دزدم
رام می‌شوم آرام
مبهوت عاشقی کردنت .

 

با تو
اول کجاست؟
با تو
آخر کجاست؟

 

از نداشتنت می‌ترسم
از دلتنگیت
از تباهی خودم
همه‌اش می‌ترسم
وقتی نیستی تباه شوم.

 

بی تو
اول و آخر کجاست؟

 

واژه ها را نفرین می­کنم

و آه می کشم

در آیینه­ی مه­آلود

پر از تو می­شوم

بی چتر.

 

من
بی تو
یعنی چی؟

 

غمگین که باشی
فرو می‌ریزم
مثل اشک.
نه مثل دیوار شهر
که هر کس چیزی بر آن
به یادگار نوشته است.

 

تو بیش‌تر منی
یا من تو؟

 

در آغوشت
ورد می‌خوانم زیر لب
و خدا را صدا می‌زنم.
آنقدر صدا می‌زنم که بگویی:
جان دلم!

 

از : عباس معروفی


[ تگ ها : ]
+
 
دوست ندارم ساکت بمانی ولی سکوتت را دوست دارم

یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود

وقتی کسی که هستی تو هست می رود

 

شاید که اندکی بنشیند کنار تو

اما کسی که بار ِ سفر بست می رود

 

آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنار تو با دست می رود

 

رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود


[ تگ ها : ]
+
...

 

از دوستت دارم های دیروز...

تا

نمی خواهمت های امروز...

چند تقویم کهنه شده مگر؟!

که اینگونه بی منی...

دیگر نمیدانم...


[ تگ ها : ]
+
..

شیرین ِ تلخ ، یا نه ، کمی تلخ ِ بی نمک

مردم کمک کنید اگر می شود ، کمک

من دارد از تمام خودم خسته می شود

گمُ می شوم درون خودم یا بدون شک

پایم به راه ِ چشم ِ کسی بسته می شود

چشمم به پای چوبی ِ این قصه، آدمک

حوّا ، قرار ، کافه ی سیب سه شنبه شب

من با شما شبیه دو گنجشک بی کلک

دو مرغ عشق ، قمری ِ عاشق ، دو مرغ ناز

یک باغ وحش کهنه ی عشقی ، پر از کپک

دنیای غرق می شوم انگار توی آن

امروز های گمشده در فوج قاصدک

هی داد می زنم غزلم را شبیه شعر

وقتی بریده می شوم از تو ، خودم فلک

دارد مرا به برزخ تو هدیه می دهد

جایی شبیه دوزخ من بدتر از درک

جایی به تنگی ِ همه ی چشم های زخم

جایی به ناشناسی ابعاد ِ مردمک

من دارد از تمام فضا خسته می شود

مردم کمک کنید اگر می شود ، کمک


[ تگ ها : ]
+
 

بخشیدمت برو، خونم حلال تو ـ
شب گریه سهم من، گل خنده مال تو ـ

بخشیدمت برو، اما بدون من ـ
اسم منو از این، تکرار خط بزن ـ

وقت جداییه، وقت خدافظی ـ
وقتی که از به من، دل بستن عاجزی ـ

هرچند رفتنت، برگشتن غمه ـ
هر چند زندگی بی تو جهنمه ـ

باید بری گلم، این حرف آخره ـ
عاشق گناهتو ازیاد می بره ـ

دُورم قفس زدی، بی بال و پر شدم ـ
تا دورتر شدی، دیوانه تر شدم ـ

موندم به پای تو، تا آخرین نفس ـ
زنجیری تو و پابند این قفس ـ

از اشتیاق من یک لحظه کم نشد ـ
من با تو بودنو، میخواستم نشد ـ

بودن کنار تو، تکرار غربته ـ
بخشیدنم فقط، از روی عادته ـ


[ تگ ها : ]
+
...
 

دلم براشون تنگ شده
بود...میخواستمشون...بهشون احتیاج داشتم....دونه دونه عکساشونو
نگاه کردم...باهاشون حرف زدم ...لبخند زدم...ولی
آخرش اومد....تنهایی...تنها منو گیرم آورد...هیچ کدومشون نبودن...نبودن که ببینن
تنهایی منو تنها گیر آورد و کوبوند زمین..نشست رو سینه
...ام...دستهاشو حلقه کرد دور گردنم..فشار داد...فشار داد...بعدش
چلوندم...چلوند...قطره قطره شدم....خروار خروار از چشمام چکیدم


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!